فرگرد غم (ارد بزرگ)
1. تباهی زندگی ، برآینده کاشتن تخم غم است . حکیم ارد بزرگ
2. از مردم غمگین نمی توان امید بهروزی و پیشرفت کشور را داشت . حکیم ارد بزرگ
3. کار بهترین آرام کننده ، اندیشه پریشان و غم است . حکیم ارد بزرگ
4. یاران سوگوار خویش را تنها نگذاریم ، باید آنان را به زندگی دلگرم کنیم . حکیم ارد بزرگ
5. با بازگویی رخدادهای بد زندگی ، خویش را نیازاریم . حکیم ارد بزرگ
6. از دیگران نخواهیم رخدادهای اندوهناک گذشته خویش را برایمان بازگویند . حکیم ارد بزرگ
7. اندوه گذشته را نباید خورد ، که بیماری ساده را کشنده می کند . حکیم ارد بزرگ
8. غمگین نباشید ، چرا که خوشبختی می تواند از درون تلخ ترین روزهای زندگی شما زاده شود. حکیم ارد بزرگ
9. آدمهای بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند . حکیم ارد بزرگ
10. میان اشک مرد و زن ، بازه ای بسیار است . حکیم ارد بزرگ
11. یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دل هاست . حکیم ارد بزرگ
12. شراره های آتش دل تا به آسمانها کشیده می شود ، هر چند در پرگار نگاه چشم نگنجد . حکیم ارد بزرگ
13. کسی که همواره ، ساز ناله اش کوک است ، دمادم زندگی خود و نزدیکانش را تلخ و تاریک می کند . حکیم ارد بزرگ
14. برای گرامیداشت یاد رفتگان ، گیاهی بکاریم ، شیرینی ببخشاییم ، با اشک و سوگواری راه به جایی نمی بریم . حکیم ارد بزرگ
15. خوشبختی را در کاشانه غم پرستان جست و جو مکن . حکیم ارد بزرگ
16. تنها بزهکاران از دیدن اشک دیگران شاد می گردند . حکیم ارد بزرگ
17. نیرنگ همراه غم پرستان بیمار است . حکیم ارد بزرگ
18. از آدمیانی که به دنبال غم هستند باید هراسید . حکیم ارد بزرگ
19. کسی که دوران شادمانی اش را به خاکستر اشک و غم می کشد ، بیماری بیش نیست . حکیم ارد بزرگ
20. زندگی پهنه غم و اندوه نیست ، اندک زمانی است برای شادی و بالندگی . حکیم ارد بزرگ
+ نوشته شده در ساعت توسط مانی
|
روانشاد دکتر بهمن سركاراتى: دوست داشتن ايران يعنى حرمت اين مرز و بوم كهن و مردم آن را نگه داشتن، گذشته خود را خوار نشمردن، ميراث خود را از بين نبردن، و زبان پارسى را كه از اركان هويت ملى است، به الفاظ بيگانه نيالودن. دوست داشتن ايران، يعنى از مرزهاى ميهن خود در برابر تركتازى دشمنان دفاع كردن و از آن مهم تر، از مرزهاى ذهن و جان خود و ذهن و جان فرزندانمان در برابر تهاجم هاى فرهنگى محافظت كردن. دوست داشتن ايران، يعنى دل به مهر ايرانيان باختن و خود را به بسان تازى و فرنگى در نياوردن، نام پسران خود را اسكندر و تيمور و اوكتاى و چنگيز ننهادن. دوست داشتن ايران، يعنى آزرم نياكان خود را نگه داشتن.